سليمه رنگزن به عنوان بازيگر و مشاور مسايل بومي و گويشي فيلم عروس أتش و علي لقماني به عنوان فيلمبردار اين فيلم دو تن از تاثير گذارترين عوامل فيلم عروس أتش محسوب مي شوند.

رنگزن كه از تئاتر فعاليت خود را اغاز كرده پس از حضور در فيلم روبان قرمز به عنوان مشاور گويش ، مسئوليت مهمي را در عروس أتش به عهده مي گيرد . او ضمن مشاور مشاوره در فيلم عهده دار يكياز نقش هاي محوري نيز بوده كه مورد توجه مردم و منتقدين قرار مي گرفت.

لقماني نيز با فيلمبرداري فيلم هاي خسرو سينايي أغازي موثر داشته است . و ضمن انجام فيلمبرداري فيلم هاي ديگر همواره در كنار سينايي حضور داشته است.

در گفتگوهاي حاضر سعي شده است نكات فني مختلف را از نگاه كارشناسي اين دو به بحث بگذاريم .

                                                                                                         مرتضي محمديان               گفتگو با سليمه رنگزن بازيگر نقش خاله و مشاور امور منطقه اي عروس آتش

  • عمده فعاليت شما به تئاتر اختصاص داشته و تئاتر نيز هميشه مهجور بوده است بنابراين براي شروع و جهت أشنايي بيشتر كمي از خودتان بگوييد ؟
  • من سليمه رنگزن هستم ، متولد 1329 آبادان . كارم را از سال 1352 با گروه تئاتر شهر خوزستان و دانشگاه اهواز أغاز كردم . حدود 4 سال بعد براي ادامه تحصيل به أمريكا سفر كردم كه به علت وابستگي شديد به خانواده و بيماري مادر تحصيل را نيمه كاره رها كرده و به ايران بازگشتم . به دليل مسائل ناشي از جنگ و نامساعد بودن فضا مدتي از كار فاصله گرفتم تا اينكه بوسيله خانم غزل صارمي به أقاي سينايي معرفي و به لطف ايشان در فيلم عروس أتش ضمن مشاوره در امور منطقه ، نقشي را نيز ايفا كردم و اميدوارم در اينده نيز بتوانم به همين منوال كارم را ادامه بدهم .
  • ممنون . ظاهرا فيلم عروس آتش اولين حضور شما به عنوان مشاور نبوده ، اگرچه اولين حضور شما به عنوان بازيگر مطرح مي شود . از كار قبلي و اصولا نحوه عملكرد خود در زمينه مشاور توضيح دهيد ؟
  • سال 76 توسط خانم بهار دولتشاهي به أقاي ابراهيم حاتمي كيا جهت مشاوره در فيلم روبان قرمز معرفي شدم. اين فيلم اولين پيشنهادم بود و من بايد در زمينه گويش هاي انجام وظيفه مي كردم . اين كار براي من بسيار جذاب بود و به نوعي به من اين نكته را متذكر شد كه چگونه مي توانم از داشته هاي خودم در زمينه هاي متفاوت استفاده كنم .
  • همانطور كه اشاره كرديد در خانواده اي عرب و با همين رسم و با همين رسم و رسوم و اعتقادات بزرگ شده ايد . شايد حضور در چنين فيلمي به همين لحاظ نيز براي شما مشكلاتي ايجاد نمايد . اما ايا با توجه به شناخت شما مي توان اميد داشت كه نمايش اين فيلم تاثيري در تغيير اين شرايط داشته باشد .
  • به هر حال اين موضوع بايد از جايي شروع مي شد . بله شايد مشكلاتي نيزبراي من پيش بيايد  اما من پاي همه اين مسايل خواهم ايستاد و از آقاي سينايي هم به عنوان كسي كه از نزديك اين شرايط را ديده ، بسيار متشكرم كه با ديدي كاملا صحيح و برخوردي كاملا منطقي با با موضوع برخورد كرده و اين فيلم را ساخته اند . اشاره شما كاملا درست است و زن عرب واقعا تنهاست و من به عنوان كسي كه از نزديك با أنها برخورد داشته اين تنهايي را بارها ديده ام و اگر شما نيز با لختي توجه كنيد در هر گوشه اي كه زن عرب حضور داشته باشد در غم همين تنهايي فرو رفته است و من نيز سعي كردم تصويري از همين تنهايي باشم . و البته اين تنهايي براي همه زنهاي ما در جامعه وجود دارد و براي زن عرب بسيار حادتر و بيشتر است .

اما در رابطه با بخش اصلي سئوال شما بايد اشاره كنم كه بله من انتظار دارم اين ارتباط برقرار شود چون نسل امروز خوزستاني و عرب با 10 و 20 سال گذشته كاملا فرق مي كند…

  • اما همانطور كه در فيلم مشاهده مي شود أنچه معضل اصلي را تشكيل مي دهد قشر قديمي و افكار باقيمانده در انان است . يعني با تمام تدابيري كه انديشه شده تا فيلم به مدد مشاوره با فرهنگ أنان همخواني داشته باشد چنين هارموني برقرار مي شود ؟
  • بله . اما بايد روي نسل فعلي براي متقاعد ساختن آنان حساب كرد . ما داريم ازكساني كه به همين دليل از عشيره كناره گرفته اند و به عنوان مثال مي توانم از پدرم ياد كنم صحبت كنم صحبت مي كنيم . اين تفكر از خيلي پيش بوجود آمده و اقدامات فرهنگي به خصوصي با توجه به مسايلي كه شما به درستي اشاره كرديد و نگاه صحيح آقاي سينايي ، مي توانند در تحقق آن كاملا موثر باشد .
  • مسئوليت و وظيفه اي كه شما به عنوان كارشناس مسايل بومي و فرهنگي اين منطقه به عهده داشتيد آيا هرگز موجب تغيير در خط اصلي قصه يا برخي صحنه ها شد؟
  • خير ، به هيچ وجه ، در واقع وظيفه من به عنوان كسي كه با اين فرهنگ آشناست در حد تصحيح برخي حركات ، گويش ها و نكات ظريفي از اين قبيل بود . بنابراين در اصل قصه هيچ دخالتي نداشته ام .
  • اگر اجازه دهيد مختصري نيز به بازي شما در نقش خاله بپردازيم . اين نقش نيز اولين حضور شما در سينما محسوب مي شود كه در كنار وظيفه مشاوره كاملا درخور توجه و خوب بود. در خصوص اين تجربه و چگونگي ايفاي نقش توضيح دهيد؟
  • من از كار خودم در اين فيلم راضي هستم و لذت بردم . البته بايد به اين نكته نيز اشاره كنم كه مديون كارگردان فيلم هستم كه با راهنمايي ها و رهبري مفيدشان من را در ايفاي اين نقش ياري كردند . اجازه بدهيد كه خيلي راحت بگويم كه حقيقتا من در در اين زمينه مبتدي هستم . ايشان به من آموختند كه چگونه مي شود در اين نقش بازي نكرد بلكه زندگي كرد . و به بازيگران جوان هم همين تجربه را به عنوان هديه دارم كه در نقش زندگي كنند آن را به درستي درك كنند و با تمام وجود به ايفاي ان بپردازند .
  • تا چه حد نقشي كه ايفا كرديد به عنوان يكي از محورهاي اصلي قصه ، به حقيقت نزديك بود ؟ به خصوص با توجه به حركت پاياني فيلم كه توسط اين شخصيت به انجام مي رسد؟
  • ببينيد ، بسياري از مواردي كه در فيلم وجود دارد نمونه هاي عيني دارند . حتي شخصيت خاله نيز يك نمونه عيني و دقيقا با همين خط قصه هماهنگي دارد . او نيز به همين ترتيب سالها دم برنياورد و خاموش مانده . در واقع اگر كساني كه با اين فرهنگ و موضوعات آشنا نيستند و يا حتي آنها را نشنيده اند با اين فيلم به عنوان يك فيلم خوش ساخت با قصه اي محكم و به لحاظ تكنيكي و زيبايي شناسي فيلمي درخور توجه برخورد كنند ، مردم عرب و عشيره هاي آن به عنوان مجموعه اي از حقايقي كه مدام با آنها روبرو هستند برخورد مي كنند . به عبارتي نيز برخي از مسايل مطرح شده را به عنوان پيش بيني و عاقبت عملي كه انجام مي شود تلقي مي كنند . به همين دليل است كه مي گويم حتما اين فيلم بين اعراب ، ارتباطي محكمتر و عميقتر برقرار خواهد كرد و حداقل آنان را به فكر وا خواهد داشت .

   

 

                 گفتگو با علي لقماني  فيلمبردار فيلم عروس آتش

  • ظاهرا مدتهاست با خسرو سينايي همكاري مي كنيد كمي از خودتان ، نحوه همكاري با سينايي و نوع كارتان بگوييد؟
  • من فارغ التحصيل رشته سينما از مركز اسلامي آموزش سينما و دانشگاه هنر هستم . سينماي حرفه اي را در خدمت آقاي سينايي با دستياري كارگرداني فيلم يار در خانه آغاز كردم و كار ادامه پيدا كرد تا آخرين كار همين عروس آتش بود و باز در خدمت آقاي سينايي انجام وظيفه كردم . كارهاي سينمايي متعددي هم در پرونده ام به همراه چندين كار كوتاه سينمايي ثبت شده است.
  • با توجه به شناختي كه از كار خسرو سينايي داريد ، تفاوتها و نگرشها يي كه ايشان در اين فيلم نسبت به كارهاي گذشته شان داشتند چگونه بود و براي شما به عنوان يك متخصص چه نكاتي دربرداشت ؟
  • در واقع آقاي سينايي يكي از اولين و بهترين استادان من بودند و هستند . اين شاگردي ، من را با فضاي ذهني آقاي سينايي از قبل آشنا كرده بود و نكته بعد اين كه در اغلب كارهايي كه آقاي سينايي در اين سالها انجام داده اند ، بنده افتخار همكاري ايشان را داشته ام . اين دو عامل باعث نزديكي بسيار زيادي از نظر ذهني با تفكر آقاي سينايي بوده است . همانطور هم كه خود ايشان قبلا گفته بود ند، در ابتدا وقتي قبل از شروع كار همه صحبتها انجام مي شود ، سر صحنه خيلي كم پيش مي آيد كه ديالوگي  برقرار شده و مشكل خاصي بوجود آيد.

ايشان به لحاظ تجربه سينمايي در سطح بسيار بالايي قرار دارند . تكنيك هاي مختلف كار را به خوبي مي شناسند و من هم در كنار ايشان به برخي از اين تجربيات رسيده ام . كارهاي قبلي با آقاي سينايي در سطح تجربه زبان سينما انجام شده بود ، مثل كوچه پاييز كه تجربه زبانهاي گوناگون سينمايي در آن بسيار مشاهده مي شود و يك كار كوتاه ديگري كه متاسفانه عموم نديدند و آن هم كار زيبايي به نام گيزلا است .

منتها در عروس آتش آقاي سينايي عنوان كردند كه با توجه به تجربيات زيادي كه كسب كرده ايم ، براي اين كار به تناسب داستان و فضا  در نوع نگاهي كه هست ترجيحا اگر يك كار كلاسيك منظم انجام شود ، مناسبتر مي باشد و نهايتا پس از گفتگوهاي بسيار به اين نظر رسيديم كه اين كار را برخلاف چند كار گذشته كه در واقع زبان سينما ، خيلي واضح و عيان ديده مي شد، طوري اجرا كنيم كه از اصول كلاسيك سينما پيروي مي شود و آن تكنيك نهفته سينما بروز نمايد . نه خيلي عيني و واضح !

به عنوان مثال در كوچه پاييز ما سوپرايمپوزهاي خيلي طولاني داريم ، حركات دوربين خيلي مشهود و بارز است ، در گيزلا كه همه فيلم بر تروكاژهاي متنوع استوار است .منتها در اينجا زبان سينمايي فيلم در عين متانت و رعايت اصول كلاسيك ، آن بافت متحركي را كه ما در كوچه پاييز و گيزلا مي بينيم . خيلي عيان و آشكار نباشد و نوعي نهفتگي در اين امر ديده مي شود . يعني اينكه پيچيدگي عمل در كار موجود باشد ، ولي ديده نشود . در اين گونه از كار طراحي پلان و ميزانسن مشكلتر خواهد بود...

به عنوان مثال صحنه اي كه فرحان مي ايد و دكتر را مي زند – چرخش را قبلا پنچر كردند- ميزانسن به گونه اي شكل مي گيرد كه خواه ناخواه دكتر پايينتر از فرحان مي نشيند . زاويه اي را كه براي فيلمبرداري از دكتر گرفته ايم از بالاست و در مورد فرحان عكس اين موضوع صادق است .

مورد ديگري هم كه قبل از شروع كار صحبت شد اين بود كه ما در كار دو فضا داريم ، يك فضاي شهري است و ديگري فضاي روستايي . بنا به موقعيت و شرايط موضوع تصميمي كه آقاي سينايي گرفته بودند اين بود كه در فضا هاي روستا ساختارهاي تصويريمان بيشتر روي همين فضا متكي باشد ( روي بيان بصري كار ).

منتها در فضاي شهر ما بيشتر به دنبال روايت بوديم . به اين دليل تماشاچي در روستا فضا را مسلط تر از شهر حس مي كند . در شهر آمها حكمران فضاي كار هستند و بهتر و بيشتر ديده مي شوند .

و مسئله بعدي غلو آميز نشدن بيش از اندازه تصاوير بود . نوع نوري كه استفاده مي شود ، نوع لنزي كه استفاده مي كنيم با نوع موضوعي كه در حال رخ دادن است ، هماهنگي و هارموني لازم را داشته باشد . همه چيز بايد متناسب با انتظارات تماشاچي و قابل قبول شكل بگيرد و آقاي سينايي در عروس آتش به اين نكته هم توجه خاصي نشان مي دادند كه همه چيز در خدمت تصوير باشد كه تماشاچي يك زندگي را ببيند و نه يك فيلم ، كه درباره زندگي است.

  • در خصوص كاركرد دوربين در نماهاي داخلي و خارجي براي ما صحبت كنيد ، آنچه كه آقاي سينايي مي خواستند و آن كاري كه از ديدگاه ايشان در اين مقوله بايد انجام مي گرفت.
  • در فضاهاي داخلي با توجه به نوع روايتي كه وجود داشت ، ما بيشتر براساس ميزانسن و بيان بصري – حركتي دوربين ، طراحي ها انجام مي شد ، چون حجم ديالوگها هم نسبتا زياد بود . ما بايد هم تنش دروني ديالوگها را نشان مي داديم و هم اينكه به يكنواختيساده در فيلم نرسيم . هر چند كه يك پيچيدگي خاصي برفيلم حاكم است . ما بايد كاري را مي كرديم تماشاچي ناخواسته تحت تاثير قرار بگيرد . در فضاهاي خارجي با اينكه ما حركت هم داشتيم ولي بيشتر مبنا براين بود كه خود فضا هم ، فضايي كه خاص آن داستان بود ، بيشتر ديده شود. فضاي خارجي هويتي براين آمها بود. در فضاهاي داخلي با اينكه دوربين حركاتي هم دارد هر چند خيلي كم ، ولي چنين ديدگاهي حاكم نبود و تمام تلاش ما براين بود كه با توجه به اين دو ديدگاه متنوع و متفاوت ، تناقضي در نوع و شكل كار احساس نشود.
  • حركتهاي دوربين و ديالوگهايي كه گفتيد و نسبتا هم زياد بود در ارتباط با صدابرداري فيلم احتمالا مشكلاتي را ايجاد مي نمود . در اين رابطه هم توضيح بفرماييد.
  • در اين مورد كه ميزانسن و دوربين حركت دارد ، هميشه به دليل نوع پيچيدگي كار سه فرد درگير خواهند شد ، صدابردار ، فيلمبردار و يكي هم بازيگر ، خوشبختانه آقاي باقر پور كه به عنوان صدابردار كار مي كردند به دليل تجربيات زيادي كه طي چندين سال اخير داشته اند و مدتهاي زيادي با آقاي ميرشكاري كار كرده بودند و همچنين علاقمندي و دقت ايشان به كاري كه انجام مي دهند ، برخلاف تصور كمترين نياز را به هماهنگي داشتيم . يكي دو مورد كوچك كه آنهم طبيعي است و جاي صحبت ندارد . يكي از نكات مثبت ، اين كار حضور آقاي ساسان باقرپور بود. با اينكه در برخي جاها ، فضا مثل خياطي ، خيلي كوچك بود و نور هم محدود ، ايشان به راحتي وبا كمترين مشكل با توجه به حركتي كه دوربين داشت ، صداي فيلم را گرفتند و حاصل را هم كه مشاهده كرديد . منتها بعضي جاها به دليل نوع ميزانسن امكان داشت كه هماهنگي ما با بازيگر به هم بخورد كه با تمرينات زياد و دقت نظر دوستان به كار ، اين مشكلات به راحتي حل شد.
  • مي خواستم در ارتباط با نور پردازي هم براي ما صحبت كنيد . آنچه را كه درباره نورپردازي خواسته بودند ، را بيان كنيد و اينكه زماني كه صحنه هاي داخلي را مي ديدم و پيرو آن صحنه هاي خارجي ، نوع كادر و نور پردازي ، برداشت من اينگونه است كه فضاي بسته و محدود داخلي با فضاي خارجي از اين بابت هيچ تفاوتي نداشت ...
  • حداكثر تلاش ما اين بود كه ما دو دستگي و دو گانگي مابين فضاهاي داخلي و خارجي نداشته باشيم و اگر اين اتفاق مي افتاد ، تماشاچي هم ناخود آگاه اين تغيير را حس مي كرد . آنچه قبل از شروع كار صحبت شده بود و ما سعي مي كرديم به آن برسيم بخشي از همين نكته اي بود كه شما فرموديد . اينكه در فضاهاي متفاوت ، ما يك فضاي باز و روشن و راحت نداشته باشيم . فضايي كه ما در عروس آتش كار كرديم جنسيت اين نوع را به عنوان نمونه ندارد . قرار براين بود كه چه در فضاهاي داخلي و چه در فضاهاي خارجي اين گرفتگي كه در خود موضوع هست و پيچيدگي خود داستان رعايت شود. به عنوان مثال در منزل خاله ، ما فضا را يك مقداري به تاريكي نسبي سوق داديم منتها نه آنقدر كه تفاوتي با فضاهاي داخلي نداشته باشد . آنچه شايد يك مقداري متفاوت شد به دليل نيازي بود كه صحنه عروسي بايستي مي داشت . قصد داشتيم در فضايي وهم آلود باشد. به خصوص كه آغاز فيلم بود و عروسي حالا سرانجامش يك مقداري مسئله براي تماشاگر ايجاد مي كرد . به گونه اي عمل شد كه قايق ها مثلا در ضد نور قرار گيرند . به اين وسيله اين وهم با كمك تصوير يك مقداري تشديد شود و خب ! من فكر مي كنم كه به اين هدف رسيديم .

در هر حال ما بايد اين دو فضا يعني داخلي و خارجي را در يك بالانسي و تعادلي نگه مي داشتيم تا تفاوتي با هم نداشته باشد.