- ظاهرا
مدتهاست با خسرو سينايي همكاري مي
كنيد كمي از خودتان ، نحوه همكاري با
سينايي و نوع كارتان بگوييد؟
- من فارغ التحصيل
رشته سينما از مركز اسلامي آموزش
سينما و دانشگاه هنر هستم . سينماي
حرفه اي را در خدمت آقاي سينايي با
دستياري كارگرداني فيلم يار در خانه
آغاز كردم و كار ادامه پيدا كرد تا
آخرين كار همين عروس آتش بود و باز در
خدمت آقاي سينايي انجام وظيفه كردم .
كارهاي سينمايي متعددي هم در پرونده
ام به همراه چندين كار كوتاه سينمايي
ثبت شده است.
- با توجه به
شناختي كه از كار خسرو سينايي داريد
، تفاوتها و نگرشها يي كه ايشان در
اين فيلم نسبت به كارهاي گذشته شان
داشتند چگونه بود و براي شما به
عنوان يك متخصص چه نكاتي دربرداشت ؟
- در واقع آقاي
سينايي يكي از اولين و بهترين
استادان من بودند و هستند . اين
شاگردي ، من را با فضاي ذهني آقاي
سينايي از قبل آشنا كرده بود و نكته
بعد اين كه در اغلب كارهايي كه آقاي
سينايي در اين سالها انجام داده اند
، بنده افتخار همكاري ايشان را داشته
ام . اين دو عامل باعث نزديكي بسيار
زيادي از نظر ذهني با تفكر آقاي
سينايي بوده است . همانطور هم كه خود
ايشان قبلا گفته بود ند، در ابتدا
وقتي قبل از شروع كار همه صحبتها
انجام مي شود ، سر صحنه خيلي كم پيش
مي آيد كه ديالوگي
برقرار شده و مشكل خاصي بوجود
آيد.
ايشان به لحاظ
تجربه سينمايي در سطح بسيار بالايي
قرار دارند . تكنيك هاي مختلف كار را به
خوبي مي شناسند و من هم در كنار ايشان
به برخي از اين تجربيات رسيده ام .
كارهاي قبلي با آقاي سينايي در سطح
تجربه زبان سينما انجام شده بود ، مثل
كوچه پاييز كه تجربه زبانهاي گوناگون
سينمايي در آن بسيار مشاهده مي شود و يك
كار كوتاه ديگري كه متاسفانه عموم
نديدند و آن هم كار زيبايي به نام گيزلا
است .
منتها در عروس
آتش آقاي سينايي عنوان كردند كه با
توجه به تجربيات زيادي كه كسب كرده ايم
، براي اين كار به تناسب داستان و فضا
در نوع نگاهي كه هست ترجيحا اگر يك
كار كلاسيك منظم انجام شود ، مناسبتر
مي باشد و نهايتا پس از گفتگوهاي بسيار
به اين نظر رسيديم كه اين كار را برخلاف
چند كار گذشته كه در واقع زبان سينما ،
خيلي واضح و عيان ديده مي شد، طوري اجرا
كنيم كه از اصول كلاسيك سينما پيروي مي
شود و آن تكنيك نهفته سينما بروز نمايد
. نه خيلي عيني و واضح !
به عنوان مثال
در كوچه پاييز ما سوپرايمپوزهاي خيلي
طولاني داريم ، حركات دوربين خيلي
مشهود و بارز است ، در گيزلا كه همه
فيلم بر تروكاژهاي متنوع استوار است .منتها
در اينجا زبان سينمايي فيلم در عين
متانت و رعايت اصول كلاسيك ، آن بافت
متحركي را كه ما در كوچه پاييز و گيزلا
مي بينيم . خيلي عيان و آشكار نباشد و
نوعي نهفتگي در اين امر ديده مي شود .
يعني اينكه پيچيدگي عمل در كار موجود
باشد ، ولي ديده نشود . در اين گونه از
كار طراحي پلان و ميزانسن مشكلتر خواهد
بود...
به عنوان مثال
صحنه اي كه فرحان مي ايد و دكتر را مي
زند – چرخش را قبلا پنچر كردند-
ميزانسن به گونه اي شكل مي گيرد كه خواه
ناخواه دكتر پايينتر از فرحان مي نشيند
. زاويه اي را كه براي فيلمبرداري از
دكتر گرفته ايم از بالاست و در مورد
فرحان عكس اين موضوع صادق است .
مورد ديگري هم
كه قبل از شروع كار صحبت شد اين بود كه
ما در كار دو فضا داريم ، يك فضاي شهري
است و ديگري فضاي روستايي . بنا به
موقعيت و شرايط موضوع تصميمي كه آقاي
سينايي گرفته بودند اين بود كه در فضا
هاي روستا ساختارهاي تصويريمان بيشتر
روي همين فضا متكي باشد ( روي بيان بصري
كار ).
منتها در فضاي
شهر ما بيشتر به دنبال روايت بوديم . به
اين دليل تماشاچي در روستا فضا را مسلط
تر از شهر حس مي كند . در شهر آمها
حكمران فضاي كار هستند و بهتر و بيشتر
ديده مي شوند .
و مسئله بعدي
غلو آميز نشدن بيش از اندازه تصاوير
بود . نوع نوري كه استفاده مي شود ، نوع
لنزي كه استفاده مي كنيم با نوع موضوعي
كه در حال رخ دادن است ، هماهنگي و
هارموني لازم را داشته باشد . همه چيز
بايد متناسب با انتظارات تماشاچي و
قابل قبول شكل بگيرد و آقاي سينايي در
عروس آتش به اين نكته هم توجه خاصي نشان
مي دادند كه همه چيز در خدمت تصوير باشد
كه تماشاچي يك زندگي را ببيند و نه يك
فيلم ، كه درباره زندگي است.
- در
خصوص كاركرد دوربين در نماهاي داخلي
و خارجي براي ما صحبت كنيد ، آنچه كه
آقاي سينايي مي خواستند و آن كاري كه
از ديدگاه ايشان در اين مقوله بايد
انجام مي گرفت.
- در فضاهاي داخلي
با توجه به نوع روايتي كه وجود داشت ،
ما بيشتر براساس ميزانسن و بيان بصري
– حركتي دوربين ، طراحي ها انجام مي
شد ، چون حجم ديالوگها هم نسبتا زياد
بود . ما بايد هم تنش دروني ديالوگها
را نشان مي داديم و هم اينكه به
يكنواختيساده در فيلم نرسيم . هر چند
كه يك پيچيدگي خاصي برفيلم حاكم است .
ما بايد كاري را مي كرديم تماشاچي
ناخواسته تحت تاثير قرار بگيرد . در
فضاهاي خارجي با اينكه ما حركت هم
داشتيم ولي بيشتر مبنا براين بود كه
خود فضا هم ، فضايي كه خاص آن داستان
بود ، بيشتر ديده شود. فضاي خارجي
هويتي براين آمها بود. در فضاهاي
داخلي با اينكه دوربين حركاتي هم
دارد هر چند خيلي كم ، ولي چنين
ديدگاهي حاكم نبود و تمام تلاش ما
براين بود كه با توجه به اين دو
ديدگاه متنوع و متفاوت ، تناقضي در
نوع و شكل كار احساس نشود.
- حركتهاي
دوربين و ديالوگهايي كه گفتيد و
نسبتا هم زياد بود در ارتباط با
صدابرداري فيلم احتمالا مشكلاتي را
ايجاد مي نمود . در اين رابطه هم
توضيح بفرماييد.
- در اين مورد كه
ميزانسن و دوربين حركت دارد ، هميشه
به دليل نوع پيچيدگي كار سه فرد
درگير خواهند شد ، صدابردار ،
فيلمبردار و يكي هم بازيگر ،
خوشبختانه آقاي باقر پور كه به عنوان
صدابردار كار مي كردند به دليل
تجربيات زيادي كه طي چندين سال اخير
داشته اند و مدتهاي زيادي با آقاي
ميرشكاري كار كرده بودند و همچنين
علاقمندي و دقت ايشان به كاري كه
انجام مي دهند ، برخلاف تصور كمترين
نياز را به هماهنگي داشتيم . يكي دو
مورد كوچك كه آنهم طبيعي است و جاي
صحبت ندارد . يكي از نكات مثبت ، اين
كار حضور آقاي ساسان باقرپور بود. با
اينكه در برخي جاها ، فضا مثل خياطي ،
خيلي كوچك بود و نور هم محدود ، ايشان
به راحتي وبا كمترين مشكل با توجه به
حركتي كه دوربين داشت ، صداي فيلم را
گرفتند و حاصل را هم كه مشاهده كرديد
. منتها بعضي جاها به دليل نوع
ميزانسن امكان داشت كه هماهنگي ما با
بازيگر به هم بخورد كه با تمرينات
زياد و دقت نظر دوستان به كار ، اين
مشكلات به راحتي حل شد.
- مي خواستم
در ارتباط با نور پردازي هم براي ما
صحبت كنيد . آنچه را كه درباره
نورپردازي خواسته بودند ، را بيان
كنيد و اينكه زماني كه صحنه هاي
داخلي را مي ديدم و پيرو آن صحنه هاي
خارجي ، نوع كادر و نور پردازي ،
برداشت من اينگونه است كه فضاي بسته
و محدود داخلي با فضاي خارجي از اين
بابت هيچ تفاوتي نداشت ...
- حداكثر تلاش ما
اين بود كه ما دو دستگي و دو گانگي
مابين فضاهاي داخلي و خارجي نداشته
باشيم و اگر اين اتفاق مي افتاد ،
تماشاچي هم ناخود آگاه اين تغيير را
حس مي كرد . آنچه قبل از شروع كار صحبت
شده بود و ما سعي مي كرديم به آن
برسيم بخشي از همين نكته اي بود كه
شما فرموديد . اينكه در فضاهاي
متفاوت ، ما يك فضاي باز و روشن و
راحت نداشته باشيم . فضايي كه ما در
عروس آتش كار كرديم جنسيت اين نوع را
به عنوان نمونه ندارد . قرار براين
بود كه چه در فضاهاي داخلي و چه در
فضاهاي خارجي اين گرفتگي كه در خود
موضوع هست و پيچيدگي خود داستان
رعايت شود. به عنوان مثال در منزل
خاله ، ما فضا را يك مقداري به تاريكي
نسبي سوق داديم منتها نه آنقدر كه
تفاوتي با فضاهاي داخلي نداشته باشد
. آنچه شايد يك مقداري متفاوت شد به
دليل نيازي بود كه صحنه عروسي بايستي
مي داشت . قصد داشتيم در فضايي وهم
آلود باشد. به خصوص كه آغاز فيلم بود
و عروسي حالا سرانجامش يك مقداري
مسئله براي تماشاگر ايجاد مي كرد . به
گونه اي عمل شد كه قايق ها مثلا در ضد
نور قرار گيرند . به اين وسيله اين
وهم با كمك تصوير يك مقداري تشديد
شود و خب ! من فكر مي كنم كه به اين هدف
رسيديم .
در هر حال ما
بايد اين دو فضا يعني داخلي و خارجي را
در يك بالانسي و تعادلي نگه مي داشتيم
تا تفاوتي با هم نداشته باشد.