|

گفتگو با محمد رضا
هنرمند كارگردان موميايي 3
محمد رضا
هنرمند فعاليت هنري خود رادر گروه تئاتري
چاپلين آغاز كرد و بعد از نگارش متن هاي
مختلف نمايشي و ساخت فيلم كوتاه به عنوان
يكي از فعالين حوزه هنري به طور جدي به امر
فيلمسازي پرداخت.
هنرمندبا فيلم
گوركن (1364) به جرگه فيلمسازان حرفه اي
پيوست. او در همين سال فيلم زنگ ها را
كارگرداني مي كند كه از آن مي توان به
عنوان يكي از خط مشي هاي فيلمسازي حوزه
هنري در سالهاي اوليه نام برد.
محمد رضا
هنرمند كه همواره در پي تجربه اي جديد بود
پس از زنگ ها ، ردَ پايي بر شن (1366) را با
ساختار و نگاهي كاملا متفاوت ارايه مي دهد.
دزد عروسك ها (1368) تجربه ديگر هنرمند است كه
به سينماي كودك و نوجوان اختصاص مي يابد .
تجربه بعدي هنرمند فيلم ديدار (1373) است كه
به عنوان يك فيلم ملودرام در زمان خود از
تازگي و ويژگي خاص برخوردار بود.
محمد رضا
هنرمند طي سالهاي اخير و با تجربيات جديد
سينماي كمدي و كمدي – اجتماعي را به گونه
اي متفاوت ارايه مي دهد.
نگرش هنرمند به
مضامين اجتماعي و ارايه آنها در يك قالب
كمدي و طنز اين تجربه نو را در برمي گيرد .
هنرمند
تجربياتي نيز در زمينه نمايش تلويزيوني
داشته از آن جمله مي توان به مرگ ديگري
اشاره كرد كه كار قابل توجهي در زمينه
ساختار نمايش تلويزيوني محسوب مي شود .
ديگر تجربه هنرمند سريال تلويزيوني
كاكتوس است كه بالاخره پس از كش و قوس هاي
بسيار تلويزيون مدتي است كه به روي آنتن
رفته است.
در گفتگوي حاضر
با اين فيلمساز به نگرش او به مسائل و
مضامين اجتماعي و سياسي و تجربيات كمدي و
طنز از ديدگاه وي مي پردازيم .
مرتضي محمديان
- براي شروع و جهت
مشخص تر شدن سمت و سوي گفتگو قبل از هر
چيز مي خواهم نظر خود را نسبت به كمدي و
طنز ارايه دهيد و آنچه از كمدي انتظار
داريد را بيان كنيد.
- كمدي نوعي از
نمايش است كه به اندلزه تراژدي و حماسه
قدمت و اهميت دارد. متفكرين و فيلسوفان
بزرگ تاريخ بشر به همان اندازه كه به دو
نوع ديگر نمايش پرداخته اند ، كم و بيش
به كمدي اهميت داده و به آن پرداخته اند.
اگرچه در مقاطعي از تاريخ به دلايل
مختلف ، اين اهميت كم يا زياد شده ولي
همواره به عنوان يك شكل از سه شكل اصلي
نمايش رسميت و اعتبار داشته و دارد .
انتظار من هم از كمدي مهم نيست بلكه مهم
اين است كه طنز و كمدي اگرچه طبيعتا بر
خنده استوار است اما وسيله اي براي بيان
معايب و اگاه كردن اذهان نسبت به عمق
پليدي ها ، كاستي ها ، معايب و ضعف هاست
با هدف اصلاح و تزكيه .
- همانطور كه مي
دانيد و بارها در اين خصوص بحث و گفتگو
شده است و علي رغم ريشه هاي مشترك ،
تعابير متفاوتي حاصل شده است ، طنز و
كمدي ما اصوفلا گفتاري است . بنابراين
قبل از اينكه به كارهاي شما بپردازيم
براي ما بگوييد شما ريشه اين طنز را
چگونه مي بينيد و منشاُ آن را از چه مي
دانيد؟
- من اشكالي در اين
مورد نمي بينم . يا شايد اصل موضوع را درك
نمي كنم . آنچه از نمايش مي دانم اين است
كه كلام و گفتگو از اركان نمايش است . بجز
دوران اول پيدايش سينما كه به دليل ضعف
تكنولوژيكي اين پديده نو ظهور امكان
استفاده از اين ركن مهم اجبارا ميسر
نبود ، هيچ مقطعي را نمي شناسم كه نمايش
به عمد خودش را از اتكاُ به كلام محروم
كند. مگر كمدي دلارته يا مثلا سياه بازي
خودمان از كمدي گفتاري خودش را محروم مي
كند ؟ مگر همه نمايشنامه هاي كمدي معتبر
دنيا فاقد طنز يا كمدي گفتاري هستند؟
چرا براي ما ملاك ارزش فقط دوران سينماي
صامت است؟ زبان و گفتار از ويژگيهاي
هميشگي بشر است و نقش آن در ايجاد فرهنگ
و ارتباط بشر آنقدر پر اهميت است كه
دنياي بدون صوت و كلام ، دنياي بي معنايي
خواهد بود. بنابراين من به گفتار و كمدي
گفتاري هيچ نمره كمي نمي دهم و حتي بر
استفاده از آن اصرار هم دارم.
- با توجه به آنچه
گفتيد ، چه چيز موجب مي شودشما در كنار
اين نوع كمدي يا طنز به كمدي حركتي گرايش
پيداكرده و از هر كار به كار بعدي سعي در
ارتقا ان داريد؟
- اگر منظور شما
ارتقا‘ روش فيلمسازيم باشد ، بايد
بگويم كه من در راهي كه به نظرم راه بهتر
شدن و تكامل است تلاش مي كنم. سعي مي كنم
تا خودم را با شرايط جديدي كه هر روز و هر
روز بر ما حكم مي كند متعادل سازم. يك روز
مرگ ديگري و زنگها را ساخته ام و امروز
مرد عوضي و موميايي 3 را .به عقيده خودم
اين فيلمهاي اخير ادامه همان فيلمهاي
گذشته ام است.
- من لازم مي بينم
قبل از اينكه سئوالات ديگرم را مطرح كنم
به مسئله كلي ديگري نيز بپردازيم و آن
تفاوت بين طنز و كمدي به زعم شماست .
تعريف غالب اين است كه طنز مسايل مهم و
كاملا جدي را در قالب شوخي بيان مي كند.
آيا كمدي نيز به همين ترتيب عمل مي كند؟
- هدف طنز اصلاح و
تزكيه است . طنز عيب ها ، زشتيها ، مفاسد
و نادرستيهاي فرد و جامعه را با طعنه و
كنايه نشان مي دهدتا كساني را كه مورد
اشاره هستندبه تفكر و انديشه براي اصلاح
خود وادارد، بدون آزار و مذٌمت. اما كمدي
بر خلاف طنز هدفش صرفا خنداندن است و بس.
متاسفانه در حال حاضر به خاطر ندارم كه
چه كسي اين تعريف بسيار خوب را از طنز
داده است ن اما فكر مي كنم يكي از بهترين
تعاريفي است كه تا به حال ديده ام ، او مي
گويد:" طنز آينه اي است كه بينندگان آن
عموما چهره كسي جز خودشان را در آن پيدا
مي كنند" و اين علت عمده استقبالي است
كه نسبت به طنز در سراسر دنيا وجود دارد
و باز به همين خاطر است كه كمتر كسي از آن
مي رنجد و آزرده مي شود.به تعبير و تعريف
ارسطو كمدي از حيث ماهيت نقطه مقابل
تراژدي است و به مسائل روزمره و معاصر و
همينطور به انسانهاي معمولي و
گرفتاريهاي آنان مي پردازد و البته
پايان خوشي هم دارد.
- مطرح شدن اين
سئوال به اين دليل بود كه ما همواره با
تعريف طنز و كمدي مشكل داشته ايم و ...
- همه اين مشكل را
داريم .
- البته مشكل ما
شايد به لحاظ تعريف و چارچوبهاي تعيين
شده براي هر يك از اين دو اصطلاح باشد.
قبل از اين موضوع ، منظور اصلي من و به
طور اساسي مشكل ما با صنوف و حرفه ها
و مراكز مختلف است كه به محض مطرح
شدن در يك فيلم كمدي يا طنز
داداعتراضشان بلند مي شود. نظر شما مي
تواند براي برخي خوانندگان اين شبهه را
بر طرف كند كه آيا كمدي و طنز، صرف خنده
است يا پيامي را هر چند تلخ با لبخند
ارايه مي دهد؟
- من فكر نمي كنم كه
هيچ فيلمي در جهان ساخته شده باشد كه هيچ
پيامي نداشته باشد . اصلا چنين چيزي براي
من متصور نيست . معتقدم كه فيلم هايي با
پايين ترين سطح كيفي نيزحرفي براي گفتن
دارند، گرچه ممكن است اين پيام يا حرف در
ملاك ارزشي ما ، چندان جدي نباشند و يا
ارزشي براي آن قائل نباشيم يا آنرا منفي
تلقي كنيم، به هر حال هر فيلمي پيامي در
خوددارد.
- بارها شنيده ايم
كه گرياندن تماشاگران بارها مشكل تر از
خنداندن آنهاست. اما شايد اين موضوع در
سينماي ما در درجه بالاتري
قرار داشته باشد و آن اينكه يك كمدي
ساز بارها به گريه مي افتدتا فيلم كمدي
بسازد و اين عمدتا شايد به دليلي
برخوردهاي دولتي باشد يا ... متاسفانه
ظرفيت هاي ما بسيار كم شده است. نمي دانم
چرا تا به اين حد حساس و شكننده شده ايم .
أيا ما مشكلي داريم و نگران از افشاي آن
در نزد ديگران هستيم؟ چه چيز باعث اين
حساسيت شده است؟
- علي القاعده درستي
به آدمها قدرت و استحكام مي دهد. درستي
به معناي عام . در جامعه اي كه اصولي بنا
شده و هر كس در جايگاه واقعي خودش قرار
گرفته باشد نگران از دست دادن جايگاه
خود نيست. اطمينان از كفايت و لياقتشان
به آنها اطمينان خاطر و استحكام مي دهد.
از اينكه كسي در شو يا مثلا فيلمي با
آنهنا شوخي كند به هيچ وجه احساس نگراني
نمي كنند.
- يقينا آنچه گفته
شد چيزي نيست كه شما اخيرا به آن رسيده
باشيد . حتما از ابتدا و از شروع كارتان
به چنين مسائلي آگاهي داشته ايد. گرچه با
گذشت زمان و كسب تجربه بيشتر شكل و فرم
محكم تري به خود گرفته . اما اين زمينه
جهت طرح اين سئوال بود كه ، با وجود
أگاهي از چنين مسائلي و مشكلاتي از اين
دست چه چيز موجب مي شود شما سينماي كمدي
راانتخاب و به صورت جدي ادامه دهيد؟
- شما براي سئوال
اصلي تان زمينه چيني مي كنيد، من نيز
براي پاسخ ، به زمينه چيده شده رجوع مي
كنم ، همانطور كه گفتم هيچ فيلمي نيست كه
پيامي در خود نداشته باشد . من آدمي
نيستم كه به صرف خنداندن ، كاري جدي مثل
سينما را دنبال كنم، يعني اين براي من
كافي نيست. اما به عنوان يك ابزار از
كمدي سود مي جويم ، تا حرف و نقطه نظراتم
را در باره ساختار روابط و آدمها و فرهنگ
عمومي حاكم بر جامعه مان را بيان كنم و
اين شمائيد كه بايد قضاوت كنيد كه اين
عقايد تا چه پايه اي نادرست است. آنچه
مربوط به شخص من مي شود اين است كه من از
قالب يا سبك كمدي با توجه به شرايط
سينماي ايران براي جلب مخاطب استفاده مي
كنم تا نقطه نظرهاي شخصي ام را با تماشا
گر تقسيم كنم.
- شما از ابتداي كار
خود، يعني از زنگها تا موميايي 3 جهش هاي
مختلفي در نوع فيلمسازي داشته ايد.
أيا
اين به دليلي يك نوع جهت يابي يا به
عبارتي أزمون بوده يا ...
- من در طول اين
سالها و طي فيلمهايي كه ساختم . سبك هاي
مختلف فيلمسازي را تجربه كرده ام .
سينماي كودك مثل دزد عروسكها تاريخي مثل
ردپايي بر شن ، ملودرام مثل ديدار ، كمدي
مثل مرد عوضي و طنز اجتماعي سياسي مثل
موميايي 3. سعي كرده ام چند فيلمسازي را
تجربه كنم . اما هنوز خودم را حرفه اي نمي
دانم و مدام در كنكاش براي كشف دنياهاي
تازه ترم.
- با پي در پي قرار
گرفتن دو فيلم مرد عوضي و موميايي 3 ،
گرچه شايد هنوز خيلي زود باشد براي
نتيجه گيري و اين دو فيلم كافي نباشد.
اما با توجه به موفقيت بدست آمده به
واسطه اين دو فيلم مي توان انتظار داشت
كه كمدي را در نهايت انتخاب نموده ايد؟
- همانطور كه عرض
كردم من به دنبال كشف دنياهاي ناشناخته
و تازه اي هستم .
- يعني امكان دارد
كار بعدي تان جز كمدي باشد؟
- قطعا كار بعدي ام
كمدي نيست و فعلا هم چنين قصدي ندارم . من
خودم را در شرايط جاري رها مي كنم و آن
تعيين كننده است. عامل موثرتر شرايط
بيروني است تا دروني.
- در سينماي ما
تقريبا تك محوري بودن قصه به صورت عادت
در آمده است. اين در فيلم هاي شما هم به
چشم مي خورد. اما در دو فيلم آخر و به
صورت عمده در موميايي 3 كاملا اين موضوع
دگرگون مي شود . در اين فيلم شماكاملا
گزيده، گزيده كه البته شكل ايده آل براي
سينماي كمدي است، كار مي كنيد. در خصوص
روند و عقيده خودتان در اين مورد توضيح
بيشتري بدهيد.
- من فكر مي كنم
توضيح شما برخلاف تصورتان كاملا كافي و
مناسب بود. دليل اينكه من از گفتگو پرهيز
مي كنم اين است كه معتقدم آنچه بايد گفته
شود در فيلم بايد مستتر باشد . اگر چنين
اتفاقي افتاده باشد ، حرف زدن فيلمساز
لزومي ندارد، مگر آنكه در خصوص مسائل
ديگري صحبت شود.
من در خصوص
كارهاي خودم صحبت نمي كنم و با كمال ميل
ابراز نظر در اين خصوص را به منتقداني مثل
شما مي سپارم، تا تجزيه و تحليل كنيد و
محاسن و معايب يك چنين تجربه تازه اي را در
سينماي ما با تمام ويژگيهايي كه شما
گفتيد، يعني مقيد نبودن ، بي قيدي در نوع
فيلمسازي و قرار نگرفتن در چارچوبها و
محدود نشدن كه همگي را شما بايد كارشناسي و
ارزيابي نماييد. من بسيار خوشحال مي شوم كه
ديگران در رابطه با كارهايم ابراز نظر
كنندتا اينكه خودم را به فيلم سنجاق كنم و
عقايدم را از اين طريق منتقل نمايم و خلاصه
فكري براي ساختن دارم ، حرفي براي گفتن خير.
- من فيلم موميايي 3
را دوبار ديده ام. يك بار در جشنواره و يك
بار در اكران خصوصي كه اخيرا بود. در هر
دو نمايش نيز در كنار همكاران مطبوعاتي
و منتقد بوده و در هر دو نمايش پس از
پايان فيلم اين نكته را مي شنيدم كه
هنرمند بايد فضاي آنارشيستي فيلم را
بيشتر حفظ مي كرد و حتي دامن مي زد. دليل
چنين مراعاتي چه بوده؟
- خب، اين براي من
خبر بسيار خوب و جذاب و قابل تعمقي است .اين
بحث اگر به صورت يك نظر سنجي وسيع تر
اتفاق بيفتد و من نتيجه بگيرم كه
تماشاگر از من آنقدر كه شما مي گوئيد
جلوتر است و توقع اش بيشتر ، بايد باز
گردم و تجديد نظر بيشتري انجام دهم كه در
اين صورتحتما آزادانه تر نيزعمل خواهم
كرد.
- در فيلم به برخي از
مسائل سياسي و اجتماعي روز اشارات
مستقيمي هست . دليل بكار گيري چنين
مسائلي آيا صرف ايجاد جذابيت بنا به
موقعيت و شرايط روز است يا دلايل ديگري
را بايد متصور بود؟
- من فكر مي كنم كه
مسائل و چالشهاي اجتماعي امروزمان پر
اهميت تر از مسائل و چالشهاي معمولي است
. بحث هاي مختلف پيرامون اصلاحات و غيره
به نظر من وقايع اجتماعي روز را عمق مي
بخشد و آنها را از شكل روزمره گي خارج مي
كند . پس اين گونه نيست كه تصور شود من به
مسائل روزمره كم اهميت اشاره كرده ام.
نسل هاي آينده هم اين فيلم را خواهندديد.
شايد براي شما كه در اين شرايط قرار
داريد چندان عميق به نظر نرسد . اما در
چند سال آينده كه ديگر در احاطه اين
موضوعات نيستند، به مراتب اين موضوعات و
گونه مطرح شدن آنها جذاب تر خواهد بود.
مسائل اشاره
شده در فيلم ، صرف يك اشاره نيست، بلكه يك
معناست. معنايي تراژيك و تاريك از تاريخ كه
هرگز نبايد به فراموشي سپرده شود .
- تصور اين مسئله را
نداشتيد كه نگاه شما به اين مسائل ،
جانبدارانه خوانده شود؟
- من تلاش مي كنم تا
عملا مفهوم فراجناحي را تجربه كنم . به
اعتقاد من شان هنرمند هم همين است. البته
اين به آن معنا نيست كه من آدم سياسي
نيستم ، بلكه در اوج سياسي بودنم ، تصميم
مي گيرم تا سياسي نباشم . دغدغه اصلي من
آرامش و آسايش است تا حاكميت يك جناح
سياسي بخصوص.
به
عقيده من أن جناحي محق تر است كه بيشتر به
مصالح جامعه اش فكر كند. ملاك عمل من خدمت
به جامعه و گسترش عدالت اجتماعي است.
- از نكات بسيار جدي
صحبت كرديد، در حالي كه با رسيدن به فيلم
موميايي3 همه چيز به سوي كمدي شدن پيش مي
رود. بطوري كه شخصيت پردازي ها كاملا
كميك مي شود، جدي ترين شخصيتها ، غلو
آميز و كميك عمل مي كنند يعني هر كسي كه
در فيلم حضور دارد كميك است ، حتي اين
مسئله پيش تر مي رود و آنچه در صحنه حضور
دارد شخصيت كيك پيدا مي كند. از نوشته
روي ديوار كلانتري در بك گراند تا لباس
ها و پرده آويز ديوار و پنجره . آيا براي
طرح مسائل هرچه جدي تر چنين نيازي را حس
كرده ايد؟ يا شرايط فيلمسازي ما چنين
مراعاتي را موجب شده است؟
- خير ، من هيچ چيز
را از ترس سانسور مراعات نكرده ام چنين
نگراني ندارمو با شناختي كه از خودم
دارم واهمه اي هم ندارم . با اتكا به
شناخت از خودم و شناختي كه از جامعه و
نظام دارم، فكر مي كنم كه هر هنرمندي
مجاز است تا اين حد به مسائل نزديك شود ،
يعني تا اين حد كه اگر يك كلمه نزديك تر
شود ، خطر دارد. ممكن است اصول و اخلاق
عمومي جامعه را زير پا بگذارد. به هر
صورت من تا اين مرز پيش مي روم و نسبت به
كاري كه انجام مي دهم، مطمئن هستم.
- پيرامون مسئله
شخصيت پردازي كميك ، اين سئوال را نيز
مطرح مي كنم كه بازيگري در سينماي كمدي
را چگونه مي بينيد و ارزيابي شما ازآن
چيست و اصولا چه چيز باعث مي شود پرويز
پرستويي پاي ثابت كارهاي كمدي شما شود؟
- در سينماي ايران
به اعتقاد من بازيگران بسيار توانمندي
حضور دارند. بازيگراني كه تواناييهاي
بالقوه اي دارند كه بايد توسط كارگردان
ها بالفعل شود. خوشبختانه ما از اين بابت
هيچ مشكلي نداريم. البته من به شخصه
چندان به بازيگر كمدي و غير كمدي اعتقاد
ندارم. بيش از هر چيز نگاه هم به توانايي
هاست.
به
همين دليل پرويز پرستويي كه سابقه آشنايي
من با ايشان به 8-27پيش كه خودم بازيگر تئاتر
بودم باز مي گردد و از توانايي ها و انعطاف
پذيري ايشان كاملا مطلع بودم . در واقع
ملاك انتخاب چه در خصوص پرويز پرستويي و
ديگر بازيگرانم ميزان توانايي آنهاست ، نه
اينكه آيا سابقه كار كمدي داشته اند يا خير.
- پس به همين دليل و
با همين نگرش است كه شما از اصولي همچون
اصول ثابت چاق و لاغر –خپل و قد بلند و
از اين دست استفاده نكرده ايد...
- من به هيچ وجه اين
حرفها را نه تنها قبول ندارم كه نمي
پسندم.
گرايش
من به كمدي ، كمدي موقعيت است نه كمدي بازي
. اين مفهوم و موقعيت است كه در فيلمهاي من
ايجاد خنده مي كند. من به صراحت مي گويم كه
تحت تاثير فيلمهاي كمدي جديد هم هستم. ولي
اين تاثير به لحاظ سبك كار است . قطعا اگر
فيلم موميايي را در يك كشور خارجي به نمايش
بگذارند به هيچ وجه موجب خنده تماشاچي
نخواهد شد چون به لحاظ مفهوم كاملا ايراني
است . سعي من اين بوده كه اين نوع سبك كار را
در سينماي ايران به خدمت بگيرم.
- ضمن اينكه اين
گرايش و سبك كار ، شما را وادار مي كند به
فكر استفاده از تمهيدات تصويري نيز
باشيد . چرا كه دنياي تخيل به اين
تمهيدات كاملا نيازمند است.
- همين طور است.
- اين بحث نبود
تكنولوژي لازم و ابزار مدرن سينمايي جهت
خلق تصاوير خيالي تا چه حد در بروز
خلاقيت شما اثر گذاشته و موجب بسته تر
عمل كردن شما شده است؟
- خيلي زياد ، اما
تنها اين مسئله جلوه هاي ويژه بصري و
محدوديتهايي از اين دست نيصست كه من و
همكارانم را محدود كرده است . بسياري از
امكانات سينماي ايران فرسوده و مستهلك
شده طوري كه همه فيلمسازان را محدود و
محافظه كار كرده است.
اميدوارم با
رونق صنعت سينماي ايران اين بخش نيز
متناسب با شاُن فيلمسازان و دست اندركاران
سينماي ايران ترميم شود.
يكي از مهمترين
ضعفهاي ما ، سالنهاي نمايش فيلم است. ما
بطور كلي از مهمترين بخش سينما كه همين بخش
عرضه است غافل شده ايم . سالنهاي ما از
كمترين امكانات رفاهي و تجهيزات مناسب
برخوردار نيستند و حتي به لحاظ جغرافيايي
هم در بسياري از مناطق كشور سالن نمايش
نداريم و اين مانعي جدي براي صنعت سيتماست.
- به عنوان محمد رضا
هنرمند كه تجربه كمدي سازي را نيز در
كنار ساير كارهايش دارد، وضعيت سينماي
كمدي ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد و
فكر مي كنيدچه روندي را اين نوع سينما در
ايران طي مي كند.
- كمدي در تاريخ
سينماي ايران موفقيتهاي چشمگير اما
كاملا مقطعي داشته است . همچون جرقه اي
روشن و بلافاصله خاموش شده اند. هرگز
پيگير اين نوع سينما و جريانات آن نبوده
ايم و جايگاه مشخصي براي آن ترسيم
نكرديم.
|
شما شاهد بوده
ايدكه اجاره نشينها همچون جرقه اي كه
ياد كرديم روشن و بلافاصله خاموش مي شود
. هنوز هم براي من مشخص نشده كه منتقدان
به چه دليل اين فيلم را ناديده گرفته اند.
آقاي طالبي نژاد در گفتگوي خصوصي به
زيبايي در اين خصوص صحبت مي كنند ، ايشان
مي گويند هنوز هم سعي مي شود اجاره
نشينها را در جمع كارهاي داريوش مهرجويي
نبينيم و همواره از پري به عنوان كار
برتر ايشان نام برده مي شود . در حالي كه
به اعتقاد من اين فيلم درخشان بود و
برخورد نادرست با آن موجب شد كه آقاي
مهرجويي نيز به عنوان اولين و آخرين
تجربه به آن نگاه كند . اگر براي اين
تجربه جايگاه شايسته اي در نظر گرفته مي
شد و در حيات چنين سينمايي كمي اصرارمي
ورزيديم امروز يقينا از پشتوانه
قدرتمند تري برخوردار
بوديم. |

|
سينماي ما به
همان اندازه كه به نوع فيلمهايي مثل تخته
سياه نياز داردبه اجاره نشينها نيز نياز
دارد و اين دو نوع سينما مكمل يكديگرند و
هيچ يك به تنهايي قادر به حيات مطلوب
نيستند.
|