|
« سيد حسن» طلبه جوان روستايی در شرف پوشيدن لباس روحانی است، در حوزه ای که او درس می خواندهمه خود را آماده اين مراسم می کننددر شرايطی که او مشغول تهيه لباس است پسری وسايلش را می دزدد. سيد حسن برای يافتن نشانی از پسرک راهی مکانی در شهر می شود او با مردمانی روبرو میشودکه تاکنون آنها را نديده و ارتباط با آنها را تجربه نکرده است در اين وادی او به درک تازه ای از جامعه و انسان ميرسد.... |